در نوشته قبلی به کلیاتی از کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیک اشاره کردم. در این نوشته قصد دارم به ذکر جزییاتی از آن کتاب بپردازم که تردید ندارم برای همه مخاطبان جالب خواهد بود. سیاحت نامه ابراهیم بیک کتابی ست که توسط زین العابدین مراغه ای و در سه جلد نوشته شده و مطالبی هم که در این چند نوشتار در مورد این کتاب نوشته و خواهم نوشت تماما برگرفته از جلد اول کتاب است. در مقدمه ناشر این کتاب گفته شده که مهمترین و جالبترین جلد کتاب همین جلد اول است که در سال 1274 هجری شمسی در زمان سلطنت ناصر الدین شاه نوشته شده. در مقدمه کتاب تاکید شده که این کتاب بیش از هر کتاب دیگری در پیش از مشروطیت، بر جامعه ایرانی خصوصا در شهر های بزرگ اثر گذار بوده است و کمتر مشروطه خواهی را می توان یافت که با خواندن این کتاب اشک نریخته و اندوهگین نشده باشد.


زین العابدین مراغه ای چنان که در کتاب ذکر شده در سن بیست سالگی به تجارت مبادرت می کند و پس از مدتی با وخیم شدن اوضاع کسب و کار راهی روسیه می شود و در آنجا وضعیت اقتصادی بسیار خوبی کسب می کند. گفته می شود که وی بسیار شخص وطن پرست و وطن دوستی بوده به قدری که هنگامی که به پیشنهاد یکی از امرای روسیه تابعیت این کشور را می پذیرد ، " از خود متنفر و بیزار گشته و بلکه خودش را مرتد از دین دانسته " و در نهایت هم با تلاش بسیار، تابعیت را پس داده و به ایرانی بودن خود سخت می بالیده. آنطور که در کتاب ذکر شده، بعد ها اسلامبول (استامبول) را برای زندگی گزیده.  تاریخ مرگ او را سال 1290 ذکر کرده و گویا او در میان سال های 1225 تا 1230 متولد شده. یعنی در حدود 60 تا 65 سال زیسته. پس در زمان انتشار کتاب احتمالا در حدود 45 سال سن داشته است. اینکه به چه دلیل او داستان سفر ابراهیم بیک را نوشته به این بر میگردد که زمانی که ابراهیم بیک از مصر به ترکیه می رود در اسلامبول توقف کرده به منزل دوستش زین العابدین می رود اما او در منزل نیست. هشت ماه بعد که ابراهیم بیک از سفر وطن باز می گردد به منزل زین العابدین رفته و دست نوشته هایش را به او می دهد. زین العابدین نیز تصمیم می گیرد آن را به رشته تحریر در آورد.


موضوع کلی داستان از این قرار است که ابراهیم بیک که فرزند یک تاجر ایرانیست و پدرش 50 سال پیش از نوشته شدن کتاب به مصر مهاجرت نموده تصمیم می گیرد به وطن سفر کند. لازم به ذکر است که آنگونه که از کتاب بر می آید، ابراهیم بیک خود متولد مصر و بزرگ شده آنجا بوده و تا به حال از وطنش ایران دیدن نکرده بود. پیش از ورود به خاک میهن، تصور ابراهیم بیک از ایران یک کشور مترقی و پیشرفته و با مردمی شادمان و آسوده خاطر و دارای رفاه. اما همین که به مرور به مرز ایران نزدیک می شود با دیدن ایرانی هایی که برای عملگی و مشاغل سخت به نواحی دیگر مهاجرت کرده اند، کم کم تصورش از آن ایران آرمانی و ایده آل رنگ می بازد...


 سعی می کنم که نوشته های هر نوبت چندان طولانی نشوند که خواندنشان برای شما ساده تر باشد.