همیشه نگاهی به کتابخانه انداختن شما را متوجه کتاب ها و موضوعات جدید و جالبی می کند. برای من که هنوز هم این اتفاق می افتد. چند روز پیش بود که به طور اتفاقی کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیک را که نوشته زین العابدین مراغه ای ست در کتاب خانه منزلمان دیدم. بار ها این کتاب را دیده بودم و حتی به خاطر دارم که چند سال پیش در کتاب های ادبیات مقطع دبیرستان بار ها و بار ها اسم این کتاب را در بخش تاریخ ادبیات در دوران آمادگی برای کنکور به خاطر سپرده بودم! اما تا جایی که به یاد دارم اثری از متن این کتاب در کتب درسی دوران ابتدایی تا پییش دانشگاهی وجود نداشت. همیشه فکر میکردم به نظر کتابی با محتوای طنز است و یا اینکه ممکن است کتاب سرگرم کننده ای برای خواننده نباشد. تا اینکه چند روز پیش این کتاب را به طور اتفاقی دیدم. به محض اینکه صفحات ابتدایی آن را خواندم به قدری برایم جالب بود و شیفته آن شدم که وقتی به خودم آمدم متوجه گذر زمانی که برای خواندن حدودا 100 صفحه از کتاب صرف کرده بودم نشدم! بگذارید قدری بیشتر برایتان توضیح بدهم. ابراهیم بیک فرزند تاجری ایرانی است. پدر ابراهیم بیک در حدود 50 سال پیش از نوشته شدن کتاب، به مصر مهاجرت نموده و فرزندش ابراهیم بیک در مصر متولد و بزرگ شده ی همانجا ست.
پدر ابراهیم بیک بسیار وطن پرست بوده به حدی که در تمام مدتی که در مصر به سر می برده هیچ گاه یک کلمه به عربی سخن نگفته و حتی به یاد گیری آن زبان هم مبادرت نورزیده. پسرش ابراهیم بیک نیز تحت تاثیر تعالیم پدر، حس وطن پرستی و عشق به میهن در وجودش نهادینه شده بود. پس از فوت پدر، زمانی که ابراهیم بیک جوانی بیست ساله بود، به وصیت پدر نسبت به اهمیت سفر و کسب تجربه تصمیم می گیرد عازم ایران شود و به زیارت امام هشتم شیعیان برود. در این سفر شخصی به نام "یوسف عمو" که معلم خصوصی وی بوده و ساعات بسیاری را با خانواده ایشان در منزل صرف میکرده با ابراهیم بیک همراه می شود و آن دو ابتدا به اسلامبول ( استامبول) رفته و سپس از طریق بندر باطوم (باتومی، شهری بندری در غرب کشور گرجستان کنونی) راهی تفلیس و سپس انزلی، عشق آباد و مشهد می شوند و پس از آن ابراهیم بیک تصمیم میگرد عازم تهران شود.
در این سفر مشاهدات و اتفاقات جالبی برای ابراهیم بیک می افتد که در مطالب بعدی سعی خواهم کرد که با جزییات بیشتری به آن ها بپردازم.


SiahatNameEbrahimBeik